X
تبلیغات
sistanian

sistanian

[ پنجشنبه یکم فروردین 1392 ] [ 13:19 ] [ masood ]
[ سه شنبه سوم اسفند 1389 ] [ 11:15 ] [ masood ]

 مهندس نجفی نماینده منتخب زابل در مجلس نهم که آرایش به دلیل شکایت یکی از کاندیداها از مدرک تحصیلی وی باطل شد  به نظر من ایشان لیاقت بیشتری نسبت به سایرین داشتند و دارند حالا یک مدرک که از دانشگاه آزاد و پیام نور میتونستند بگیرند رو نگرفتند ایشان به دلیل سالها در کنار کشاورزان بودن از مشکلات آب این منطقه هم از سایرین بیشتر اطلاعات داشتند .

همانطور که در متن این مدرک نوشته شده است این مدرک بر اساس قراردادی بین "جهاد کشاورزی استان سیستان و بلوچستان" و "دانشگاه زابل" به آقای نجفی داده شده است. این نوع مدارک فقط در همان اداره جهت ارتقا پست ارزش دارد و بهمین دلیل شورای نگهبان پس از شکایت یکی از کاندیداها از مدرک مهندس نجفی تشخیص داد که ایشان از این مدرک جهت حضور در انتخابات نمی توانسته است استفاده کند و 46 هزار رای وی را باطل کرد.

هرچند اعتراضات پس از ابطال آرای مهندس نجفی ادامه پیدا کرد چرا که عده ای از کاندیداها اعتقاد دارند در صورتی که مهندس نجفی از ابتدا موفق به ورود به صحنه انتخابات نمی شد اکنون آنها آرای بالاتری داشتند.

بنابر اخبار دریافتی شورای نگهبان یک تیم کارشناسی برای بررسی نهایی اعتراضات کاندیداهای حوزه سیستان تعیین کرده که باید منتظر نظر این تیم ماند.


[ جمعه بیست و نهم بهمن 1389 ] [ 19:38 ] [ masood ]

ه گزارش عصر هامون، ناصر کاشانی  با اشاره به افزایش انتصابات فامیلی در استان سیستان و بلوچستان توسط استاندار منطقه گفت: این استان همانند سایر استان‌های عشایری طوایفی و قبیله‌ای است و همه اقوام و طوایف در آن زندگی می‌کنند.

نماینده زاهدان در مجلس نهم با بیان این‌که باید در انتصاب‌ها و پست‌های مهم و کلیدی بر اساس ترکیب جمعیتی عمل شود، گفت: در صورتی که انتخاب‌ها بر اساس شایسته‌سالاری انجام شود، مردم نیز اعتراضی نخواهند کرد.

وی با بیان این‌که استاندار سیستان و بلوچستان معاونت برنامه ریزی و بودجه را به داماد خود سپرده است، تصریح کرد: این گونه اقدامات در ذهن مردم منطقه ایجاد شبه کرده است.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی با اشاره به این‌که استاندار سیستان و بلوچستان مشاوران خود را از طیف خاصی تعیین کرده است، گفت: این امر باعث بروز نگرانی در میان مردم سیستان و بلوچ در منطقه شده است.

[ چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391 ] [ 13:57 ] [ masood ]
عصرهامون: درگیری مسلحانه ماموران انتظامی سیستان و بلوچستان با قاچاقچیان مواد مخدر در محدوده «تاسوکی» روز گذشته موجب انسداد محور زاهدان – زابل – بیرجند شد.

به گزارش عصرهامون به نقل از فاطر نیوز: این درگیری سحرگاه روز گذشته در ارتفاعات اطراف پاسگاه تاسوکی هنگامی رخ داد که قاچاقچیان مسلح قصد انتقال مواد مخدر را از طریق مرز پاکستان به داخل خاک ایران داشتند.
قاچاقچیان با مشاهده ماموران انتظامی به سمت آنان تیراندازی کردند و در جریان درگیری که ساعاتی ادامه داشت سه مامور انتظامی به صورت سطحی زخمی شدند.
از آنجا که درگیری در نزدیکی محور ارتباطی زاهدان – زابل رخ داد به ناچار ماموران انتظامی به منظور پیشگیری از بروز هرگونه مشکل برای مسافران از حرکت خودرو‌ها به ویژه
اتوبوس‌های مسافربری جلوگیری کردند.
قاچاقچیان  با برجای گذاشتن ۳۰۰ کیلوگرم مواد مخدر به آن سوی مرزهای جمهوری اسلامی ایران متواری شدند.
پس از رفع خطر، محور زاهدان – زابل – بیرجند که معمولاً از ترافیک زیادی برخوردار است بازگشایی شد و هم اینک حرکت خودرو‌ها در این مسیر بدون هیچگونه مشکلی ادامه دارد.

[ چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391 ] [ 13:49 ] [ masood ]

گفته می شود این انتصاب در روزهای نخست حضور حاتم نارویی در استان انجام شده که به صورت رسمی اعلام و رسانه ای نشده بود

باقر کرد رسما در شورای اداری استان به عنوان مشاور مولوی عبدالحمید معرفی شد.

به گزارش زاهدان پرس، باقر کرد از مشاوران سیاسی مولوی عبدالحمید با حکم استاندار سیستان و بلوچستان به عنوان مشاور منصوب شد.

گفته می شود این انتصاب در روزهای نخست حضور حاتم نارویی در استان انجام شده که به صورت رسمی اعلام و رسانه ای نشده بود.

گفتنی است باقر کرد نماینده مردم زاهدان در مجلس شورای اسلامی در دوره ششم می باشد که حاتم نارویی نیز در همان دوره نماینده مردم بم بوده است.

به نقل از زاهدان پرس 

باقر کرد در دوره های بعدی  برای نمایندگی مجلس از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شد.

[ پنجشنبه شانزدهم شهریور 1391 ] [ 13:1 ] [ masood ]
رستم پهلوان،جهان پهلوان زابلی اونقد پهلوانی های خارق العاده انجام داد که بیشتر شبیه افسانه بود!اما اگه ادامه ی مطلب رو بخونید میبینید که نه تنها رستم افسانه نبود که به قول تیمور لنگ،زابلی ها همه رستمند..

یه سوال:اگه ببینید یه بمب در حال انفجاره و شما یا باید فرار کنید و جون خودتونو نجات بدیدیا بمبووردارید ودور کنید تا حداقل 150نفر نجات پیدا کنند اما خودتون جونتونو از دست بدید،کدومو انتخاب می کنید؟!!!

http://www.dlnew.ir/pic(asr-entezar.ir)/sh-galdavi.jpg

شهید محمد گلدوی که در مسجد به دنیا آمده و در مسجد شهید شد، در شب حادثه بمب گذاری انتحاری در مسجد جامع زاهدان با درآغوش گرفتن عامل بمب‌گذاری انتحاری و بیرون آوردن وی از مسجد، جان 150 نفر را نجات داد.

عوامل بمب‌گذاری انتحاری در مسجد جامع زاهدان با مشاهده وضعیت حفاظت مسجد تصمیم می‌گیرند که از قسمت خواهران به داخل مسجد ورود پیدا کنند.

مسئولین وقتی می‌بینند که فردی اصرار دارد بدون بازرسی وارد مسجد شود این موضوع را به شهید «محمد گلدوی» نیروی بسیجی مستقر در آن مکان در میان می‌گذارند.

شهید گلدوی به سرعت عامل انفجاری را بغل می‌کند و مانع ورود این تروریست به محوطه مسجد می‌شود.

عامل تروریست با مشاهده این وضع مجبور می‌شود ضامن انفجاری را بکشد که متاسفانه شهید محمد گلدوی و چهار تن دیگر از نیروهای بسیجی مستقر در محوطه گیت، به شهادت می‌رسند.

رشادت شهید گلدوی، حداقل از کشته شدن 150 نفر از مردم جلوگیری شد.



برچسب‌ها: شهید محمد گلدوی
[ یکشنبه پنجم شهریور 1391 ] [ 1:48 ] [ masood ]

سردار شهید حاج قاسم میرحسینی قائم مقام لشکر پیروز۴۱ثارالله درسن ۲۳سالگی به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.

شهید میرحسینی از۱۷سالگی به فرماندهی گردان، تیپ،مسئول طرح وبرنامه ریزی،مسئول طرح عملیات لشکر و باتوجه به رشادت، شجاعت وروحیه فرماندهی که درعملیاتها ازخودنشان داده بود ، به قائم مقامی لشکر ۴۱ثارالله برگزیده شد.


برچسب‌ها: شهید میرحسینی, حاج قاسم میر حسینی
[ یکشنبه پنجم شهریور 1391 ] [ 1:45 ] [ masood ]
ساعت 6:30صبح 25بهمن سال 1385 بود و مسلم داشت آماده می شدکه بره سره کارش،خونش تو بلوار ثارالله زاهدان بود،ناگهان صدای انفجار مهیبی رو شنید و دوید توی خیابون. متوجه شد که عملیات تروریستی بوده و وهابی های کثیف اتوبوسی که کارمندای سپاه رو می برده سر کار منفجر کردند. مسلم متوجه شد که دوتا بلوچ باترس دارن سوار بر موتوراز محل متواری میشن،بلافاصله میفهمه که کسی که بمب رو منفجر کرده همین حیوونا بودن که با استفاده از ریموت این کارو کردن.مسلم عزیز می دوه دنبالشون و یکی رومی گیره،اما اون یکی حیوون که مسلح بوده به مسلم شلیک میکنه،8تا تیر میخوره به بدن مسلم.با این حال مسلم رهاش نمیکنه وباعث دستگیریش میشه و خودش به مقام عالی شهادت می رسه..

این حکایت شهید مسلم کیخا بود که به حق به شهید فهمیده ی سیستان معروف شد..

طایفه ی کیخای زابل که مردی بزرگ همچون شهید مطهری را روزگاری به ایران تقدیم کرده بود،اکنون نیز مسلم عزیزش را در راه میهن تقدیم نموده..

روحش شاد...


برچسب‌ها: شهید مسلم کیخا
[ یکشنبه پنجم شهریور 1391 ] [ 1:44 ] [ masood ]

نماینده مردم زاهدان در مجلس شورای اسلامی گفت: بین نمایندگان منتخب مردم سیستان و بلوچستان در مجلس نهم یكدلی و برادری موج می زند كه طی 12 سال اخیر بی سابقه بوده و این افراد با نمایندگان دوره های قبل بسیار تفاوت دارند.

به گزارش زاهدان پرس، 'حسینعلی شهریاری' در آیین معرفی استاندار جدید سیستان و بلوچستان كه دیشب با حضور وزیر كشور در تالار فردوسی دانشگاه زاهدان برگزار شد، افزود: در مجلس نهم برای نخستین بار مجمع نمایندگان سیستان و بلوچستان تشكیل شده است كه در پیشبرد مسایل و مشكلات مردم استان بسیار ثمربخش خواهد بود.

بر پایه گزارش ایرنا، وی همچنین با قدردانی از اقدامات استاندار سابق سیستان و بلوچستان گفت: با توجه به حوادث تروریستی كه طی چهار سال گذشته در استان رخ داد، آقای آزاد به همراه دیگر اعضای شورای تامین شرایط سختی را پشت سر گذاشتند كه به یاری خداوند موفق شدند امنیت را در منطقه برقرار كنند.

وی گفت: با توجه به موقعیت جغرافیای و گستردگی بیش از حد سیستان و بلوچستان و همچنین دشمنان قسم خورده ای كه در پشت مرزهای استان كمین كرده اند و هرازگاهی مشكلاتی را برای مردم بوجود می آورند، فعالیت در این شرایط برای عمرانی و آبادانی منطقه بسیار دشوار است.

رییس كمیسیون بهداشت و درمان مجلس با اشاره به اهداف شوم دشمن برای تفرقه افكنی بین مسلمانان گفت: در حوادث تروریستی كه در سیستان و بلوچستان رخ داد خون شیعه و سنی در هم آمیخت و نشان داد كه هدف اصلی دشمن ضربه زدن به نظام مقدس جمهوری اسلامی است.

وی افزود: مردم سیستان و بلوچستان همواره مهر و الفت زیادی نسبت به نمایندگان خود در مجلس داشته اند و به دفعات قبل از آنكه نیروهای نظامی و امنیتی از واقعه ای خبردار شوند مردم استان طی تماس با نمایندگان خود، آنان را در جریان امور قرار داده و مساعدت طلبیده اند.

شهریاری گفت: امنیت و آرامش كنونی در سیستان و بلوچستان مرهون تلاش شبانه روزی استاندار و اعضای شورای تامین است و اگر گمان كنیم دشمن دیگر مسبب هیچ اتفاقی در استان نخواهد بود ساده اندیشی است.

وی بیان كرد: استاندار جدید سیستان و بلوچستان به همراه سایر مسوولان باید وحدت در استان را بیش از پیش تحكیم بخشد و نقشه دشمنان برای اختلاف افكنی بین شیعه و سنی را خنثی كند.

نماینده مردم زاهدان در مجلس شورای اسلامی همچنین توجه به اشتغال جوانان و توسعه بیش از پیش استان را از استاندار جدید سیستان و بلوچستان خواستار شد.

به گزارش ایرنا، معاون پشتیبانی و توسعه منابع انسانی استاندار سیستان و بلوچستان نیز در این آیین با قدردانی از خدمات استاندار سابق استان، پیگیری مجدانه، آرامش و سعه صدر، تلاش برای حفظ وحدت بین اقوام و پیروان مذاهب را از ویژگی های برجسته آقای آزاد عنوان كرد.

'حامد علی مباركی' گفت: طی چهار ساله گذشته به اندازه 10 سال در سیستان و بلوچستان فعالیت عمرانی انجام و زیرساخت های توسعه تكمیل شد.

وی گازرسانی به شهرها، راه اندازی راه آهن بم – زاهدان، توسعه سدسازی و اجرای پروژه های عظیم آبرسانی، مسكن مهر، استفاده از قابلیت های مرزی، توسعه بندر چابهار، توسعه مراكز بهداشتی – درمانی و ارتقای شاخص های سلامت و برقراری امنیت و آرامش در سیستان و بلوچستان را از مهمترین اقدامات استاندار سابق در استان طی چهار سال گذشته برشمرد.


برچسب‌ها: شهریاری, نارویی
[ سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391 ] [ 22:51 ] [ masood ]

نارویی در زمینه برنامه های در نظر گرفته شده برای مقابله با بحران خشكسالی گفت: بر اساس مذاكرات انجام شده با مسوولان دست اندركار پیگیری و مذاكرات لازم با افغانستان در زمینه تامین حق آبه ایران از رود هیرمند انجام خواهد شد زیرا احیای تالاب هامون و منطقه سیستان اهمیت زیادی دارد.

وی افزود: با در نظر گرفتن تشدید پدیده خشكسالی، صرفه جویی در مصرف آب جنوب استان باید با دقت بیشتری انجام شود البته ذخیره سازی آب در پشت بندها و سدهای احداث شده بستگی به نزولات آسمانی و رحمت الهی دارد.

استاندار اظهار داشت: برای آبرسانی به زاهدان نیز باید چاره اندیشی اساسی انجام شود، آب در حد مورد نیاز در اطراف كوه تفتان و همچنینن رودماهی وجود دارد بطوریكه در زمان زرتشتیان نیز در این منطقه سدی ساخته شده بود كه از آثار باقی مانده آن دیدن كرده ام و می توان مجددا اقدام لازم برای بهره گیری از آب این رودخانه را انجام داد.


برچسب‌ها: حاتم نارویی, زابل
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391 ] [ 22:34 ] [ masood ]
نمی دانم تا کی باید شاهد اشتباهات تاسف بار دولت در سیستان وبلوچستان باشیم تا کی باید حضور مقامات غیر بومی به خصوص کرمانی ها و بیرجندی ها را به عنوان مقامات ارشد این استان تحمل کنیم در حالی که سیستانیان شایسته باید در سایر استانها خدمت کنندوآنجا را آباد کنند وما در استانمان با حضور غیر بومیان شاهد پسرفت خود باشیم من از استانداری نارویی راضی نیستم چون استان ما راه قوم گرایی سالها قبل خود را دوباره تکرار می کند. اما امیدوارم او اشتباهات آزاد را در استان ما تکرار نکند زیرا استان ما درخت پیریست که تحمل یادگاری های استانداران بی تجربه که با خنجر تیز خود بر تن پاره پاره آن ضربه کسب تجربه خود را میزنند ندارد .

    

"حبیب الله دهمرده در حال کمک در پخش مواد مورد نیاز آسیب دیدگان طوفان گونو"

بر اساس تصمیم هیات دولت و صدور حكمی از سوی دكتر محمود احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران، 'حاتم نارویی' به عنوان استاندار جدید سیستان و بلوچستان منصوب شد.
بر اساس تصمیم هیات دولت و صدور حكمی از سوی دكتر محمود احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران، 'حاتم نارویی' به عنوان استاندار جدید سیستان و بلوچستان منصوب شد.
به گزارش خبرگزاری تقریب(تنا) از سیستان و بلوچستان، استاندار جدید این استان متولد سال ۱۳۲۵ در شهر 'فهرج' از توابع استان كرمان دارای سوابق متعدد در رده های مختلف سازمانی پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی است .

نارویی كه از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس و برادر دو شهید انقلاب اسلامی است، فعالیت به عنوان سپاهی ترویج طی سالهای ۱۳۴۸ تا ۴۹ در مناطق مختلف بلوچستان بویژه چابهار و سرباز، معاونت اداری و مسوولیت خانه های فرهنگ روستایی اداره تعاون روستایی ایرانشهر، نیكشهر، سرباز و چابهار طی سالهای ۵۰ تا هنگام پیروزی انقلاب اسلامی از جمله سوابق استاندار جدید است.

مبارزات انقلابی علیه رژیم ستم شاهی و مسوولتهایی همچون بخشدار، موسس و مسوول بنیاد ۱۵ خرداد، موسس و مسوول كمیته امداد امام خمینی (ره) و فرمانده سپاه فهرج طی سالهای ۵۸ تا ۶۲ از دیگر سوابق استاندار جدید سیستان و بلوچستان است .

نمایندگی مجلس و عضویت در كمیسیون آب، كشاورزی و منابع طبیعی از حوزه انتخابیه بم در دوره ششم مجلس شورای اسلامی دیگر مسوولیتهای وی محسوب می شود.

نارویی به رغم انصراف از كاندیداتوری مجلس در دوره هفتم برای بازسازی مناطق زلزله زده بم تلاشهای زیادی كرد و از سال ۸۳ به عنوان مشاور رییس سازمان صدا و سیما در امور ایثارگران و همزمان مشاور رییس و عضو هیئت بازرسی دیوان محاسبات كشور انجام وظیفه كرده است.

وی از ۸۶ نیز به عنوان رییس هیات بازرسی ویژه وزارت رفاه و تامین اجتماعی تا زمان ادغام و آغاز كار وزارت تعاون ،كار و رفاه اجتماعی فعالیت كرده است.

به گزارش تقریب، طایفه نارویی از طوایف سرشناس و بزرگ در سیستان و بلوچستان و کرمان محسوب می شود.

برچسب‌ها: نارضایتی از استانداری نارویی
[ شنبه بیست و یکم مرداد 1391 ] [ 19:33 ] [ masood ]
در تاریخ سیستان آمده است که گرشاسب هنگامی که بدین زمین رسید و آب زلال هیرمند و هامون را دید و در کنار آن درختان انار سیستان را مشاهده نمود،عزم سکنی گزیدن در این زمین آباد را گرفت.

در این منطقه انواع محصول انگور نیز به عمل می آید که در اینجا نام سیستانی آنها(و فارسی شان)را ذکر میکنم:

روچه سیاه زابلی(یاقوتی) زودرس ترین انگور در ایران

روچه سفید

چش گو به معنای چشم گاو است!دانه های درشت و پوستی تیره دارد.

سنگک

لعل

شصت عروس،به دلیل پوست ضخیمی که دارد ماندگار ترین انگور بر روی بوته است و به همین دلیل اغلب در باغچه های منازل نگهداری میشود و زیبایی حیاط و باغچه را دو چندان میکند.

قندهاری

بی دانه،به این دلیل که هسته و دانه ندارد،بسیار دلپذیر است.

فخری


ادامه مطلب
[ پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 ] [ 13:21 ] [ masood ]
با وجود اينكه همه جا ميبينيم و ميخونيم كه آسياب هاي بادي بومي سيستان بوده و است اما استان هاي بزرگتر براي جذب توريست از ما پيشي گرفته اند.

در جام جم ايران نما شماره 26 سه شنبه پنج مهر ماه عنوان مقابل ديده ميشود آسباد ; جاذبه ي منحصر به فرد گردشگري خراسان

در اين مقاله كه به بيان جاذبه هاي گردشگري خراسان پرداخته شده آمده است كه به طور يقين اين آسبادها از ابتكارات صنعتي همين مردم بوده و از نظر معماري بسيار ارزشمند و ديدني است .

و احياي دوباره آسبادهاي خراسان را براي جذب گردشگران داخلي و خارجي پيشنهاد كرده است .

در اين مقاله قروت از غذاهاي محلي شهر خواف ذكر شده است.

[ چهارشنبه ششم مهر 1390 ] [ 19:26 ] [ masood ]
در کتاب تاریخ سیستان نوشته G.P.tateدر تاریخ 1903-1905آمده است در زمانی که مظفر الدوله حاکم سیستان بوده بادادن وعده هایی از قبیل دادن مقامات حکومتی بر اساس حشمت و بزرگی اقوام و طوایف بسیاری از مدارک و شجره نامه های ارزشمند سیستان را از مردم بستاند و نابود کرد . تعدادی که باقی مانده بودتوسط میر علم خان سردار بیرجندی نابود شد. در این میان افرادی شجره نامه های خود راد حفظ کردند که از آن ممیان زنی فهمیده از خاندان کلانتری بود که حدود هفتاد مدرک را از این خاندان حفظ کرد ودر اختیار ارتش قرار داد .

میل نادر دو کتیبه دارای اطلاعات سودمندی درباره حاکمان وقت داشته و ارتفاع آن حدود صد فوت بوده که در سال 1903 حدود 75 فوت از آن باقی مانده و اکنون با همت و تلاش سیاستمداران سیستانی این میل در حال نابودی کامل است .

به دنبال دسیسه های انگلیسی ها برای تضعیف هر چه بیشتر سیستان در سال 1905 توسط کمپانی هند شرقی طاعون به سیستان آمد و سیستان دچار افول دراز مدتی شد .

حدود یک قرن پیش سرهنگ پی ام سایکس بزرگترین درخت سرو جهان را در سنگن سرحد سیستان یافت.

آتشکده کرکویه سیستان سومین آتشکده بزرگ ایرا ن باستان بوده.

زاهدان پس از شکسته شدن سد هیرمند و خراب شدن رام شهرستان به وسیله سیستانیان آباد شد .

در تاریخ بیهقی آمده : سلطان مسعود برای شکار به اسفزار رفته از جنگلهای اطراف رود ادرسکن بسوی فراه و زرگان( حوالی سیستان) شتافته و در آنجا شیری شکار کردند. 

[ چهارشنبه ششم مهر 1390 ] [ 13:1 ] [ masood ]

شهیدبزرگوار غلامرضاقدرت پناه درپنجم تیرماه ۱۳۴۵درخانواده ای متدین ومذهبی وکشاورز درروستای ارباب از توابع شهرستان زابل دیده به جهان گشود ،او دومین فرزند وپسرارشد خانواده بود.تحصیلات دوران ابتدایی رادرزادگاهش ودوران راهنمایی رادرمدرسه مالک اشتر بنجار سپری نمود.باشروع جنگ تحمیلی درس رارها نموده وچندین مرحله به صورت داوطلب بسیجی جهت دفاع ازمملکت اسلامی به جبهه ها اعزام گردید. . . . .

 

شهیدبزرگوارمهدی قدرت پناه دربیستم اسفندماه  1360درخانواده ای متدین ومذهبی وکشاورز درروستای ارباب ازتوابع شهرستان زابل دیده به جهان گشود،وی ششمین فرزندخانواده بود پنج سال بیشترنداشت که برادربزرگش به نام غلامرضا که درجه دارارتش بوددرسال 1365درجبه های حق علیه باطل به درجه رفیع شهادت نائل گردیدشهیدمهدی تحصیلات دوران ابتدایی رادردبستان امام جواد(ع)ودوران راهنمایی رادرمدرسه آیت الله طالقانی ده ارباب به پایان رساند وپس ازاخذ مدرک تحصیلی سیکل واردمقطع متوسطه دردبیرستان شهیدصادقی بنجارشد باتوجه به علاقه وافر به شغل نظامی درسال 1377به استخدام نیروی انتظامی درآمد  . . . .


برچسب‌ها: ده ارباب
ادامه مطلب
[ شنبه پانزدهم مرداد 1390 ] [ 12:49 ] [ masood ]

درحال حاضرقریب به هفتادفامیل درروستای ارباب سکونت داشته ودارند

طوایف :آتش پنجه-حمزه وی-تاتوره-عقیلان-مقیمی-توکلی-عمادی-آچاک-آقایی-ارباب   ثانی-کفایی-نورایی-ستاری-کریمی-فلاح-ذوالفقاری-بینش-شهرکی-قدرتی-محمدی-رنجکش-شیردلی-بشیری-ارجونی-مغفرتی-ملکی-قائمی-اربابی-قربانی-آتون-نعمانی-قادری-فطرتی-ناشری-نادری -آچنگان-دلیلی-توجگی-خندان-رخشانی-نام آور-پاکدامن-احمدی-غنی فارغ-خداپرست- گنج بخش-ارباب مقدم-صفرزایی-نجفی-بهادری-رضایی-دلاور-ندیمی-ارباب مجاز-آبسالان-وظیفه شناس-ترابی-ارباب-گرگانی -فرزانه-مستمند-پیرارجونی-زنده دل-دلدار-فرمانبر-پودینه-گزمه-فروزر-کریم کشته-پسندیده-قدرت پناه-قنبری-جهانتیغ-مصطفوی-ارباب رشید-حیدری-ابراهیمی-کامرانی-نوری-جباری-دهمرده-رزمپور-طاوس نیا-میری-اصغریان-ایمانی-برازنده-تاجگی-تکری-خدری-راسخ-زارع-زاهدی-ساکنی-سالاری مهر-شوکتی-نوروزی-عباسپور-عسکری-قانعی-قویدل-متانت-منصوری-میر-میش مست-نامجو-نصیری-نیک بین- معزی -مومنی -ٌُآذریان -و........


برچسب‌ها: ده ارباب
[ شنبه پانزدهم مرداد 1390 ] [ 12:39 ] [ masood ]
 

 

فهرست موذنین ده ارباب


برچسب‌ها: ده ارباب
[ شنبه پانزدهم مرداد 1390 ] [ 12:35 ] [ masood ]

براساس تحقیقات به عمل آمده ومصاحبه های متعدد که بابرخی ازبزرگان وریش سفیدان روستا داشتیم،اجماع نظرات آنها بیان کننده این مطلب است که وجه تسمیه ده ارباب بدین گونه می باشد که شخصی به نام ارباب حسن ، ابتدا ساکن قلعه ارباب در ولایت فراه افغانستان  که شرح کامل آن بیان شدبوده و سالیان متمادی باوجود ثروت فراوان واملاک ومستقلات دراین قلعه درولایت (استان)فراه زندگی نموده است.

ارباب شخصی بسیارشجاع ،معتقدومذهبی وعلاقه خاص به روحانیت داشته تاجاییکه  براثر اختلافی که بین او ویکی ازطوایف  ساکن درولایت فراه افغانستان رخ می دهد ارباب درمحکمه دادگاه به همراه روحانی حاضر می شود وهمه جا همپای روحانیت بوده است واین امر موجب می گردد تاارباب دردادگاه تبرئه گرددوچون ارباب درآن ولایت احساس ناامنی می کرده است.بنا براصرار همراهان وارد ایران می شود ودرکنگ محمدحسین (بلندی که درآن زمان (زول)جنگل طبیعی پوشیده از گز وبوته بوده )که موقعیت آن بین دوشیله نصرووشیله حاجی غلامحسین بوده )ده ارباب فعلی ساکن میشود.ارباب به دلیل استقلال مطلق درهمه مشاغل کاسبهای مختلفی چون آهنگر،دروگر،رنگریز،را باخود به همراه آورد. . . .


برچسب‌ها: ده ارباب
ادامه مطلب
[ شنبه پانزدهم مرداد 1390 ] [ 12:34 ] [ masood ]

 عباسعلی نورا امروز با سخنرانی جالبی قسمت زیادی از مشکلات سیستان را در قالب تذکری طنز آمیز بیان کرد متن این تذکر به نقل از وب سایت دکتر عباسعلی نورا بدین شرح می باشد:

روزی ملا نصر الدین به سیستان سرزمین اسطوره ای و ولایی به هزار امید رفت
ملا
از سیستانی قدری نان خواست او از نداری عذر خواست
ملا گفت
لیوانی آب ده پاسخ شنید غیر بهداشتی است و بهداشتی آن را برای از ما بهتران برده اند
ملا گفت
بی انصاف قدری آرد ده تا نانی بنهم پاسخ شنید کارخانه آرد ما را با چند هزار تن گندم سر کیسه و تعطیل کرده اند و نهاد های نظارتی هم انگار نه انگار
ملا گفت
بدبخت دستشون در یک کاسه است پاسخ شنید الله و اعلم
ملا گفت
آدرس بده بروم کارخانه سیمان سیستان مزدوری کنم و شکمی از عزا در آرم پاسخ شنید بدبخت ، کارخانه از مزایای سیستان دائر و سیستان فقط نام آن را به یدک میکشد و مزایای درآمدی و اشتغال آن به همت مقامات به غیر ما رسید و ما هم با حلوا حلوا کردن دهن شیرین میکنیم، برای مزدوری در کارخانه در خانه غیر زن.
ملا گفت
جایی برای خواب چی پاسخ شنید مسکن مهر در اینجا با مشکل بر خورده است و مسکن ما ایمن نیست
ملا گفت
از آن همه شعار چیزی نصیب شما نشد پاسخ شنید به حد کافی ذوق زده شدیم ولی سفره ما کماکان بی رنگ است
ملا گفت
علوفه ای برای شکم خرم بده پاسخ شنید نمیدانی از بی همتی اینان هامون سیستان به تلی از ماسه بادی تبدیل شده است و حیات و ممات ما خاکستر شده و دادرسی نیز نداریم
ملا گفت
طویله ای برای اسکان خر من چی پاسخ شنید شن های روان طویله ها را در نوردیده و عنقریب خانه و روستا را
ملا گفت
آدرس بازارچه های مرزی را ده پاسخ شنید آن هم برای شکم سیری از ما بهتران است و آه و نالۀ آن از آن ما سیستانی هاست
ملا گفت
لااقل آدرسی برای سرگرمی ده تا گرسنگی فراموش شود پاسخ شنید سال هاست سینما ها و مکان های تفریحی ما را لولو خورده

ملا گفت شنیدم سیستان از نعمت دانشگاه ها پر از نوابغ است کجایند نوابغ پاسخ شنید شغلی نبود برای امرار معاش پی رانندگی ، پسته چینی و کارگری عازم دیار دگر شدند.
ملا گفت
پس سوی رودخانه مشترک بشم تا دست و رویی تازه کنم پاسخ شنید تعجیل نکن از نعمت دیوار مرزی آب را بر ما بستند. گر خواهی آن سوی شو اما با عذاب غیر مواجه خواهی شد لذا سیستانی ها عطایش را به لقایش بخشیدند
ملا گفت
بی انصاف راه فرار از مرز را نشان ده پاسخ شنید دیوار مرزی راهی برای فرار ندارد مگر از بند پ بری که آن هم در ید ما نیست
ملا گفت
بزرگ خانه کجاست پاسخ شنید عزاداری رفته است ملا گفت سیستان شما با این حال و روزی که دارد باید همواره در تعزیت باشد
پاسخ شنید
اسباب تعزیت هم از ما ربودند

[ یکشنبه نهم مرداد 1390 ] [ 19:52 ] [ masood ]
هر صبح گاوشان را با مقداری پنبه و چرخ نخریسی به دختر می داد که در موقع چریدن گاو دختر بیکار نباشد ، و شب با نخ به خانه بیاید . نخریسی برای دختر بسیار مشکل بود و دختر روز به روز لاغرتر می شد یک روز که دختر گاو را برای چرا چند قدم دورتر می کرد ، بادی بلند شد و پنبه ها را با خود برد . دختر وقتی سر جایش برگشت متوجه شد که پنبه ها سر جایش نیست و باد پنبه ها را برده است .


وحشت زده به راه افتاد . تا این که به غاری رسید که سه زن در حال عبادت بودند . دختر می خواست برگردد که ناگهان یکی از زنها او را صدا زد دختر جلو رفت و سلام گفت . زن پرسید دختر جان چه مشکلی داری ؟ دختر با حالتی گریان تمام ماجرای زندگیش را تعریف کرد .

زن گفت دختر جان خدا به تو کمک می کند . اینجا ما عبادت می کنیم . تو پنبه ها را بردار و برو و از فردا که گاو را به چرا آوردی ، پنبه ها را بده گاوت بخورد و گاو از شاخش نخ به تو می دهد . وقتی که گرسنه شدی شاخ دیگر گاو را دست بزن ، هر خوراکی که خواستی گاو به تو می دهد .

مدتی بعد زن پدرت باعث می شود که پدرت گاو را بکشد . تو از گوشت گاو نخور . بعد استخوانهای گاو را جمع کن و در زیر خاکسترهای تنور جلوی سوراخ تنور دفن کن .

هر وقت مشکلی برایت پیش آمد ، برو سر خاکسترها به نام خدا برای بی بی سه شنبه دعا کن . خدا مرادت را می دهد اما وقتی به مرادت رسیدی ، نذر بی بی سه شنبه را فراموش نکنی . دختر پرسید نذر بی بی چگونه است . او تو ضیح داد که باید شبها از هفت خانه در حالیکه غربالی به دست داری که داخل آن آینه و سورمه دان هست ، مواد خوراکی گدایی کنی ، آن هم در حالی که کسی تو را نشناسد .

دختر پنبه هارا را گرفت وقتی به گاو رسید پنبه ها را به دهان گاو داد . گاو پنبه ها را خورد و نخ از شاخ گاو بیرون آمد . دختر از شاخ دیگر گاو مقداری خوراکی گرفت و خورد و غروب راهی خانه شد .

از فردا کار دختر راحت شد .

دیری نگذشت که دختر چاق و چله شد و چون غذای خوب می خورد ، روز به روز قشنگتر می شد . یک روز که زن پدر خیلی به دخترک مشکوک شده بود دختر خودش را هم با او به صحرا فرستاد .

شب وقتی باهم به خانه آمدند ، دختر چگونگی را برای مادرش گفت . و راز فاطمه آشکار شد و زن پدر به فکر نابودی گاو افتاد .

بالاخره زن پدر به کمک جادوگر نقشه کشتن گاو را کشید و یک روز صبح خود را به مریضی زد. پیر مرد هر جا طبیبی بود زن را نزدش برد ، اما زن همچنان ناله می کرد . فقط جادوگر مانده بود که پیرمرد دست به دامان جادوگر شد .

جادوگر هم که قبلا از طرف همسر پیرمرد وارد تو طئه شده بود . به پیرمرد گفت : زنت وقتی بهبود پیدا می کند که تو گاو را به صورت نذر بکشی و گوشتش را هم خیرات بدهی . پیرمرد که دید با کشتن گاو وضعیت مالی او از هم می پاشد به جادوگر گفت راه دیگری پیدا کن . اما جادوگر جواب داد جز کشتن گاو هیچ راهی ندارد .

بالاخره مرد رضایت داد ، در موقع کشتن گاو فاطمه زیاد گریه کرد . اما نتیجه ای نگرفت ولی از پدرش قول گرفت که گوشتهای گاو را خودش خانه به خانه ببرد . پدر شرط فاطمه را پذیرفت و او هم گاو را ذبح کرد .

فاطمه برای هر خانه ای که گوشت نذری می برد از صاحب خانه درخواست کرد که پس از خوردن گوشتها ، استخوانها را به او پس بدهند . او تمامی استخوانها را جمع کرد و طبق دستور زنی که داخل غار دیده بود ، استخوانها را زیر خاکستر پای تنور دفن کرد .

پس از کشتن گاو ستم های زن پدر ادامه پیدا کرد . تا این که یک روز جارچی شهر شروع به جار زدن کرد که فردا عروسی دختر شاه است ، هر کسی بخواهد می تواند به عروسی دختر پادشاه بیاید .

زن پدر و دخترش در تدارک شدند که فردا به عروسی بروند . فاطمه هرچه گریه و زاری کرد که اجازه بدهند او هم با آنها به عروسی برود ، قبول نکردند . و زن پدر مقداری ذرت و گندم و جو را با هم مخلوط کرد و گفت باید این دانه ها را از هم جدا کرده و بعد آرد کنی و نان هر کدام را هم جدا بپزی .

و سپس راهی خانه پادشاه شدند .

فاطمه با چشم گریان سراغ غله ها آمد ناگهان نصیحت آن زن یادش آمد ، سر خاکستر های تنور آمد .

خاکستر ها را از روی کیسه ای که استخوانهای گاو داخلش بود کنار زد و با چشمی گریان نیت کرد که بی بی او را از این همه مصیبت نجات دهد .

چشم بر هم گذاشت و لحظه ای بعد چشم باز کرد چشم باز کرد متوجه شد که نزدیک تنور دروازه ای باز شد و او داخل یک قصر بزرگ قدم گذاشت . در حالیکه با وحشت اطرافش را نگاه می کرد واما تمامی افرادی که داخل قصر بودند در مقابلش تعظیم می کردند ، و از او می پرسیدند : حالا که آمدی خوش آمدی اما چرا عروسی دختر پادشاه نرفته ای ؟

فاطمه با چشمانی گریان همه داستان را برایشان تعریف کرد

اهالی قصر گفتند فاطمه جان این کار که مشکل نیست . ما کار تو را انجام می دهیم تو برو عروسی .

بعد یک زن یک جفت کفش طلایی بسیار زیبا با لباسی فاخر برای فاطمه آورد تا بپوشد و با اسبی که برایش آورده بودند به عروسی برود.

فاطمه فوری لباس عوض کرد و سوار اسب شد در حالیکه یک نفر غلام لگام اسب را داشت او را به خانه پادشاه راهنمایی کرد .

وقتی فاطمه جلوی قصر از اسب پیاده شد و پا به داخل قصر گذاشت ،همه شرع به تعظیم کردند و در صدر مجلس او را نشاندند .

وقتی فاطمه نشست . همگی از زیبایی فاطمه تعجب کردند و پذیرایی شروع شد. فاطمه جلوی در را نگاه می کرد که دید پدر ، زن و دخترش جلوی در نشسته اند . نا خواهری فاطمه تا چشمش به فاطمه افتاد به مادرش گفت : مادر ببین این دختر شکل خود فاطمه است مثل سیبی که از وسط آن را دو نیم کرده باشند. مادر در جواب فرزندش گفت فاطمه حالا مشغول جدا کردن غله هاست . او را چه به اینجا .

اما فاطمه از اینکه می دید زنان قصر هیچ توجهی به زن پدر او ندارن ناراحت شد و دستور داد مقداری غذا و آب به آنها بدهند .

فاطمه مدت زیادی نشست و چون دید دیر می شود ، از جا بلند شد . اهالی قصر التماس زیادی کردند که فاطمه بماند اما او قبول نکرد . از قصر بیرون آمد و بر اسب سوار شد . غلام لگام اسب را گرفت و راه افتاد . آنها در راه بازگشت به یک نهر آب رسیدند . وقتی اسب خواست از نهر آب رد شود ، ناگهان یک لنگه کفش از پایش داخل نهر آب افتاد . غلام هر چه داخل آب را گشت ، کفش را نیافت و مایوس راه افتادند . فاطمه به محض رسیدن سراغ غله ها رفت ، دید به جای آن ها سه نان تازه از ذرت ، گندم و جو پخته شده و داخل سفره قرار دارد . فاطمه لباس ها را در آورد و کفش و لباس ها را گوشه ای پنهان کرد . از آن طرف پسر پادشاه برای شکار از قصر خارج شد . در مسیر شکارنهر ی قرار داشت ، اسب وقتی نهر آب را دید خود را عقب کشید و شروع کرد به شیهه کشیدن . پسر پادشاه به همراهانش دستور داد تا نگاه کنند که چرا اسب داخل آب نمی رود .

پسر پادشاه به دقت داخل آب را نگاه کرد دید چیزی مثل نور خورشید برق می زند . از اسب پیاده شد ، داخل آب رفت و آنچه داخل آب بود ، برداشت . متوجه شد لنگه کفش طلا کاری بسیار زیبایی است . لنگه کفش را نزد پدر برد و به او گفت پدر صاحب این کفش را برایم خواستگاری کن .

شاه به جارچی دستور داد تا جار بزند : فردا همه در خانه هایشان بمانند و کسی از خانه بیرون نرود . چند ماموربا کفش وارد خانه ها شدند و شروع کردند به اندازه گرفتن لنگه کفش ، دختری که کفش به طور دقیق اندازه پایش باشد . پیدا نشد یکی دو مورد هم که کفش کمی اندازه بود ولی سراغ لنگه دیگر را می گرفتند ، آن ها نداشتند . در این مدت زن پدر فاطمه فهمیده بود که اگر لنگه کفش اندازه دخترش باشد ، او زن پسر پادشاه خواهد شد . از این روی بهترین لباسها را به دخترش پوشاند و فاطمه را در تنور برد و روی تنور را هم با پالان الاغی پوشاند .

وقتی مامورین داخل منزل آمدند و کفش را به پای دختر اندازه گرفتند . اندازه او نبود از زن پدر فاطمه سوال کردند که دختر دیگری نیست ؟ او جواب داد که نه ! در همین وقت خروس خانه به طرف تنور دوید و گفت Sad کو کو کو ، فاطمه خوب داخل تنور ) زن با چوب خروس را فراری می داد اما خروس دست بر دار نبود .

مامورین به گفته زن اعتنایی نکردند و به طرف تنور رفتند . پالان الاغ را از روی تنور برداشتند . دیدند دخترکی مثل قرص ماه داخل تنور هست . او را از تنور بیرون آوردند و کفش را اندازه گرفتند . دیدند اندازه است . سراغ لنگه دیگر رفتند ، دختر گفت همین جاست و از زیر خاکستر ها لنگه دیگر را با یک دست لباس فاخر به مامورین داد . مامورین بلافاصله لباسها را با لنگه کفش نزد پادشاه بردند . پادشاه هم دستور داد هفت شبانه روز شهر را آیینه بندان کردند . و دختر را به عقد پسرش در آورد .

در یکی از روزها ، یاد دختر آمد که آن روز بی بی به او گفت هر موقع به مرادت رسیدی ، نذر بی بی سه شنبه را فراموش نکنی . بلافاصله از جایش بلند شد و چون زن پسر پادشاه بود نمی توانست شبانه بیرون برود و با تکدی چیزی بگیرد ، هر طاقچه را یک خانه فرض کرد و برای هر طاقچه مقداری از غلات داخل غربال ریخت و دیگ لتی را هم بار گذاشت . سفره بی بی سه شنبه را پهن کرد آیینه ، سورمه دان ، کاسه آب و قرآ ن را روی سفره گذاشت . دیگ آش را هم بار کرد و سپس ایستاد .

موقعی که به نماز ایستاده بود پسر پادشاه نوکرش را فرستاد تا وسایل شکار را از خانه بیرون بیاورد . نوکر هر چی در زد کسی در را باز نکرد ، چون فاطمه به نماز ایستاده بود . نوکر برگشت و ماجرا را برای پسر پادشاه گفت پسر پادشاه خودش آمد و هر چه در زد دید کسی در را باز نمی کند . با لگد در را باز کرد دید همسرش دیگ لتی را بار گذاشته و مشغول نماز است . با عصبانیت سفره را کشید و دیگ را واژگون کرد . وسایل شکار را برداشت و از خانه خارج شد و به اتفاق برادران و فرزندان وزیر عازم شکار شدند.

ناگهان بادی سرخ و سهمناک در شکار گاه وزیدن گرفت . به گونه ای که برادران او و فرزندان وزیر گم شدند . او تنها به طرف شهر برگشت . در بین راه به یک باغچه هندوانه رسید . از اسب به زیر آمد و با خود گفت برای رضایت همسرم چند هندوانه بچینم و به خانه ببرم . از اسب پایین آمد و شش هندوانه داخل خورجین گذاشت . وقتی به دروازه شهر رسید ، دید مردم چپ چپ او را نگاه می کنند . وقتی پشت سرش را نگاه کرد ، دید خطی خونین پشت سرش ادامه دارد . از اسب پایین آمد و خورجین را پایین آورد . مردم داخل خورجین را نگاه کردند و دیدن شش سر بریده داخل خورجین او هست . ماجرا را به پادشاه گفتند . او دید که سر بریده فرزندان او و فرزندان وزیر داخل خورجین هست ، بلافاصله دستور داد تا فرزندش را به زندان ببرند . تا بررسی لازم صورت گیرد .

در داخل زندان هر غذایی برایش می بردند ، تا دست می زد به سنگ تبدیل می شد و او داشت از گرسنگی می مرد . عاقبت برای مادرش پیغام داد که برایم غذا بفرست ، چون دیگران به جای غذا سنگ به او می دهند . عاقبت مادر خودش مرغی برایش کباب کرد و خودش به زندان برد ، در زندان شاهزاده وقتی دست دراز کرد تا مرغ را بردارد ناگهان مرغ مبدل به یک سنگ سیاه شد . پسر و مادر از این رویداد تعجب کردند . مادر که زنی دنیا دیده بود از فرزندش سئوال کرد که آیا کاری مخالف دستورات خدا و بزرگان دین انجام نداده ای ؟ پسر هر چه فکر کرد ، چیزی یادش نیامد . اما ماجرای سفره زنش را برایش تعریف کرد . مادرش گفت همین حرکت تو بی احترامی بوده ، بلافاصله از زندان به منزل عروسش رفت قضیه را پرسید . عروس هم هر آنچه اتفاق افتاده بود ، برای مادر شوهرش تعریف کرد . زن پادشاه که آدم عاقل و فهمیده ای بود ، به عروسش گفت : همین فردا که سه شنبه است باید سفره بی بی را پهن کنیم و اول شب به اتفاق عروسش به در هفت خانه به تکدی (گدایی ) رفت . آش را بار گذاشت و دیگ لِتی را بار کرد و کوکه ( کماچ ) را هم اول صبح پخت . از همسایه ها هم دعوت کرد تا گرد سفره بی بی جمع شوند و مراسم بی بی سه شنبه را برگزار کنند . هنوز روز به نیمه نرسیده بود که برای پادشاه خبر آوردند که پسرانت با پسران وزیر پیدا شدند . پادشاه فرزندش را از زندان بیرون آورد و به خانه اش فرستاد و شاهزاده هم به همسرش فاطمه قول داد که همیشه او را در برگزاری مراسم بی بی سه شنبه یاری کند .

پایان!

قیاسی که شرح آن لازم است

آنانکه به داستانها و حکایات ریشه دار اروپائیان واقف اند تشابه و قیاس افسانه بی بی سه شنبه را با داستان سیندرلا به خوبی درک می نمایند با حذف برخی از مسایل ابتدا و انتهای این داستان تشابه و تطابق کامل آن با افسانه سیندرلا مایه تعجب است و این سئوال را پیش می آورد که آیا اروپائیان در گشت و گذار های دیرینه خود این داستان را از سیستان اقتباس نکرده اند ؟ با توجه به این که سیستان سرزمین نو خاسته ای نیست و با عطف توجه به این که داستانهای کهن از سرزمین های کهن ریشه می گیرند بدون تردید داستان سیندرلا توسط جهانگردان چشم سبز مو طلائی از سیستان به اروپا برده شده است

[ چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390 ] [ 20:45 ] [ masood ]

برای دانلود نسخه pdf کتاب" سیستان " نوشته جی پی تیت باهتمام غلامعلی رئیس الذاکرین از لینک زیر استفاده کنید .

این کتاب دارای اطلاعات سودمندی پیرامون آداب سیستانیان و آثار باستانی این خطه و. . . می باشد که توصیه می کنم حتما کل آن را یا حداقل بخش هایی از آن را مطالعه کنید.


http://www.mediafire.com/?53mjuhzz723kkt1


[ جمعه هفدهم تیر 1390 ] [ 19:47 ] [ masood ]
                            

محقق تاريخ اسلام دکتر محمدحسين رجبي دواني معاون پژوهشي دانشگاه علوم اجتماعي دانشگاه امام حسين(ع)

سال ۳۱ هجري سيستان توسط مسلمانان فتح شد و پس از مقاومت هايي فرماندهان خليفه سوم احساس کردند با زور نمي توان با اين مردم برخورد کرد و از سوي ديگر مردم سيستان نيز متوجه حقيقت اسلام شدند و با ميل اسلام را پذيرفتند و فتح سيستان خيلي با زور و جبر همراه نبود، بلکه با ميل و رغبت مردم انجام شد. براين اساس مردم سيستان برخلاف ساير نقاط ايران که مدت ها پس از حاکميت سياسي مسلمانان اسلام را پذيرفتند، به سرعت به دين اسلام گرويدند.

دکتر محمدحسين رجبي دواني معاون پژوهشي دانشگاه علوم اجتماعي دانشگاه امام حسين(ع) در گفت وگو با خراسان با بيان اين مطلب افزود: مردم سيستان گرچه فاصله اي طولاني با مرکز و دارالحکومه اسلام داشتند از ديرباز عشق و علاقه به اهل بيت پيامبر اسلام حضرت محمد(ص) را سرلوحه امور خود قرار داده بودند.از اين رو گرچه سيستان با مرکز عالم اسلام چه زماني که اين مرکزيت در مدينه قرار داشت، چه زماني که در عراق بود و بعدها هم که در زمان حاکميت معاويه به شام منتقل شد، فاصله داشت، در برابر حوادث عالم اسلام حساس بودند تا حقيقت اسلام را که در اهل بيت عصمت و طهارت(ع) جلوه گر بود، به درستي بشناسند و به آن اعتقاد داشته باشند.

مقاومت مردم در مقابل فرمان معاويه براي سب علي(ع)

اين استاد دانشگاه با اشاره به نمونه اي در اين باره ادامه داد، زماني که معاويه پس از صلح با امام حسن مجتبي(ع) بر عالم اسلام مسلط شد، برخلاف شرايط صلح دست به يکي از زشت ترين کارها زد و آن اعلام رسمي سب و لعن حضرت علي(ع) در سراسر ممالک اسلامي بود، ولي مردم سيستان در برابر چنين فرماني مقاومت کردند و حاضر به اجراي آن نشدند.دکتر رجبي دواني در توضيح ماجراي اين مقاومت مردمي ادامه داد: معاويه به فرمانروايان خود در عالم اسلام حکم کرده بود در منابر و خطبه ها پس از حمد و سپاس خداوند، درود بر پيامبر اسلام حضرت محمد(ص) و درود بر خليفه (خودش)، وجود مقدس اميرالمومنين علي(ع) را سب و لعن کنند. ولي با وجود اين فرمان مردم غيور و ولايي سيستان در برابر اين دستور ايستادند و حاضر نشدند به دستور او گردن نهند.

اين محقق تاريخ اسلام با اشاره به منابع معتبر تاريخي ازجمله تاريخ سيستان، احياء الملوک (ملک شاه حسين سيستاني)، معجم البلدان ياقوت حموي (که ياقوت نسبت به تشيع کينه و عداوت داشته است) و... گفت: نويسندگان اين کتاب ها اذعان دارند، مردم سيستان حاضر به انجام چنين عمل زشتي نشدند.حتي مورخ اهل سنت «وهبي شامي» در کتاب «ميزان الاعتدال» آورده است: در دوره بني اميه و زماني که در شرق و غرب جهان اسلام بر منابر، علي بن ابي طالب را لعن مي کردند، مردم سيستان از اين اقدام امتناع ورزيدند، تا اين که در عهدنامه خود با بني اميه شرط خود مبني بر لغو اين دستور را گنجاندند. اين نويسنده ادامه مي دهد... «الحق همين شرف ايشان را کافي است و در صفاي فطرت اصلي ايشان برهاني وافي و شافي».

دکتر دواني در توضيح مقاومت هاي مردم ولايت مدار سيستان گفت: حاکم سيستان از طرف معاويه مردم اين خطه را بيشتر تحت فشار قرار داد و گفت: اگر حضرت علي(ع) را لعن نکنيد، در ازاي هر يک نفر بايد يک مثقال طلا به عنوان جريمه بپردازيد.

مردم اين جريمه را پذيرفتند و از لعن اميرالمومنين علي(ع) خودداري کردند در نتيجه مقدار اين جريمه تا ۱۰ مثقال طلا به ازاي هر يک نفر افزايش يافت اما مردم باز هم زير بار نرفتند و بدون هيچ اکراهي جريمه را پرداختند تا آن عمل شنيع را مرتکب نشوند. اين مقاومت و طرفداري از امام علي(ع) براي از پا درآوردن اين مردم دوستدار خاندان نبوت و درهم شکستن مقاومت آنان بدان جا رسيد که عمال بني اميه طي اقدامي برنامه اي طرح کردند که سر زنان بزرگان سيستان را در ملاء عام بتراشند تا مردم به کار زشت لعن حضرت علي(ع) تن بدهند، اما مردم بزرگوار سيستان که بسيار غيور و نسبت به نواميس خود حساس هم بودند اگرچه حاضر به تحمل اين بي احترامي نسبت به زنان خود شدند اما به ساحت مقدس اميرالمومنين علي(ع) جسارتي نکردند. اين استاد دانشگاه ادامه داد: ملک  شاه حسين سيستاني در کتاب خود «احياءالملوک» در اين باره آورده است... «چون ديدند که مردم سيستان به هيچ وجه با اين جريان همداستان نشدند، دست از ايشان برداشتند و از آن زمان تا حال اهالي سيستان به محبت اهل بيت(ع) راسخ و ثابت قدم هستند.»

قيام مردم سيستان در دفاع از عاشورا

دکتر دواني در نمونه ديگري از محبت اهالي سيستان به اهل بيت پيامبر اسلام به واکنش آنان به فاجعه بزرگ کربلا اشاره کرد و گفت: ۳۰ سال پس از ورود اسلام به سيستان فاجعه کربلا روي داد در حالي که مردم بسياري از نقاط ايران در آن دوره هنوز به مکتب اسلام نگرويده بودند، هنگامي که خبر شهادت امام حسين(ع) و اسارت دختران رسول ا... به مردم سيستان رسيد، مردم ولايت مدار سيستان در برابر آن موضع گرفتند و به خروش آمدند و در برابر دستگاه جبار يزيد دست به قيام زدند.

اين عضو هيئت علمي دانشگاه در اهميت اين حرکت تصريح کرد: اين حرکت از اين رو مهم است که استبداد و اختناقي که يزيد در عالم اسلام حاکم کرده بود، باعث شد مردم عراق، شام و حجاز به عنوان مناطق مهم عالم اسلام در برابر حاکم جرات مخالفت نداشته باشند، ولي مردم دلاور سيستان به خروش آمدند و چنان عمل کردند که «عبادبن زياد» حاکم بني اميه در سيستان بيت المال را برداشت و فرار کرد. وي با اذعان به اين که گرچه جزئيات قيام مردم سيستان را پس از فاجعه عاشورا در تاريخ نداريم، شواهد حاکي از دلاوري مردم و حضور به هنگام آنان در صحنه است که باعث مي شود، عبيدا...ابن زياد که حاکم نيمه شرقي عالم اسلام از سوي يزيد بود و به قساوت قلب و سخت گيري مشهور، دريافت که با زور در برابر مردم سيستان به نتيجه نمي رسد و بنابراين دلجويي از آنان را در دستور کار خود قرار داد و دو برادر ديگرش را به عنوان حاکمان سيستان به اين خطه مامور کرد و آنان به لطايف الحيل سعي کردند اين حرکت مردمي را آرام کنند.

سيستاني ها قبل از مختار به دفاع از اهل بيت(ع) برخاستند

دکتر دواني ادامه داد: به هر حال مردم سيستان پيشتازي خروش نسبت به ظلمي که به اهل بيت عصمت و طهارت(ع) روا شد، براي خود رقم زدند، در حالي که قيام توابين و قيام مختار عليه بني اميه و خون خواهي امام حسين(ع) پس از مرگ يزيد، يعني در سال ۶۵ هجري صورت گرفت. در حالي که مردم سيستان در همان سال ۶۱ و در فاصله کوتاهي يعني زماني که خبر اين فاجعه به آنان رسيد، عليه حکومت دست به قيام زدند از اين رو مردم سيستان فضيلتي دارند که ديگران از آن محروم اند.

دکتر دواني در خاتمه با اشاره به اين که نکات مطرح شده و موارد ديگري از عظمت مردم سيستان در تاريخ وجود دارد. اما کمتر کسي به اين موارد توجه کرده است، تا از عظمت و محبت و اعتقاد آنان به ولايت اميرالمومنين علي(ع) و اولاد ايشان ياد کند، گفت: استاد فقيد، محقق برجسته حجت الاسلام علي دواني، استاد و پدر بزرگوارم که نسبت به مردم سيستان عشق و علاقه خاصي داشتند در کتابي با نام «افتخارات مردان مرد سيستان»، مردم اين منطقه را مورد توجه قرار داده اند و بيشتر موارد ياد شده، از اين کتاب گرفته شده است.

[ سه شنبه چهاردهم تیر 1390 ] [ 18:22 ] [ masood ]
دهانه غلامان تنها شهر متعارف گزارش شده هخامنشي

 

 

 





اين شهر باستاني در 44كيلومتري زابل قرار دارد و به دوران هخامنشي تعلق دارد. بناها از گل خام هستند و                   به دليل چسبندگي بسيار زياد گل در   اين منطقه ديوارهاپس از خشك شدن از آجر نيز سخت تر شده اند.  به همين دليل اين شهر تقريبا سالم از زير خاك بيرون آمده است. نكته عجيب اين است كه در اين شهر هيچگونه  آثار زندگي يافت نشده است و احتمال اين ميرود كه مردم شهر به دليل خاصي آنرا ترك كرده باشند و شهر را متروك و بي سكنه  گذاشته اند. طول اين شهر 1500متر است و آثار متعددي از دوران هخامنشي در آن وجود دارد كه شامل ساختمانهاي اداري،    و  محله هاي مسكوني، معبد،رصدخانه، محله صنعتي ،خزانه و غيره است.در قسمت شمالي شهر بناي بزرگي ديده ميشود  كه بالغ بر چهل و پنج اتاق دارد. اين بناي عظيم تنها يك در داشته و در داخل آن ازستونهاي بزرگي براي نگه داري سقف استفاده شده است. بزرگترين نقاشي ديواري دوران هخامنشيان بر روي يكي از ديوارهاي اين شهر ديده ميشود. يكي ديگر از بناهاي اين شهر باستاني با اضلاع 54متر،رصدخانه بوده كه هم اكنون بازسازي شده است. در متون كهن نيز داريم كه زرتشت در رصد خانه نيمروز حلول خورشيد را رصد كرده است. بازي سايه ها در اين بنا موقعيت سال را نشان ميدهد. به دليل اينكه بادهاي سيستان از شمال به جنوب مي وزد درهاي خانه ها رو به جنوب است و آنهايي كه رو به شمال است با يك باد شكن مهار شده اند.در اين شهر بر خلاف معماري هخامنشي سقفها را گنبدي ميساختند و اين يكي از موارد نادر در زمان هخامنشي است

کانال آبی شهر را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می کند و احتمالا بخش شمالی به دلیل وجود ساختمانهای بزرگ در آن متعلق به اشراف شهر بوده و بخش جنوب رودخانه مردم معمولی زندگی می کردند. در این قسمت سازه های مسکونی توسط کوچه های موازی شرقی غربی تقسیم شده اند. استخوان های کشف شده عموما متعلق به پستان داران هستند و در نگاره های تخت جمشید زرنگیان گاو هدیه آورده اند. اینگونه میتوان نتیجه گرفت در این محل پرورش گاو از قدیم رونق داشته است.









 

 

 

 

 
 




نقاشي ديواري

جنس ديوارها از خشت خام است





تعداد يكصد ليوان سفالي به همراه مهر سازنده مكشوفه از يك بنا

يكي از بناهاي دهانه غلامان














[ سه شنبه چهاردهم تیر 1390 ] [ 18:2 ] [ masood ]

http://static.panoramio.com/photos/original/46960276.jpg


قلعه مچی در ناحیه ی تاریخی حوضدار (حوض دارا)در 70 کیلو متری جنوب غربی زابل قرار دارد و از آنجا که در سراسر منطقه نخلستان های فراوانی وجود داشت و مچ نیز به زبان محلی به معنی درخت خرما می باشد قلعه به این نام مشهور شده است .

پیشینه تاریخی قلعه:

با توجه به متون تاریخی و آثار باقی مانده اعم از معماری و سکه و سفالینه های بدست آمده  تاریخ احداث این قلعه را می توان به دوران صفویه رساند که احتمالا تا اوایل حکومت قاجار مقر و کاخ حکمرانی خاندان رئیسی از حاکمان محلی تمدن جنوبی سیستان بوده است اما با مطالعه بر روی سفالینه های سطحی منطقه نمی توان تاریخی قدیمی  تر از قرن 6 و 7 هجری برای آن در نظر گرفت . به نوشته سیاح خارجی کلنل چارلز شهر را باغها و نخلستانهای بزرگی احاطه می کرده کهامروز به کلی ویران شده است .

اما در مورد متروک ماندن این منطقه نظرات مختلفی ارایه شده که یک مورد خراب کردن سد قدیم سیستان که به شاهرخ نسبت می دهند می دانند .

عناصراصلی معماری قلعه:

ساختمان قلعه مچی از نوع ساختمانهای دو ایوانه اسلامی است که جهت آن شمالی-جنوبی می باشد  بطور کلی ساختمان آن از یک حیاط مرکزی و دو ایوان در قسمت شمالی و جنوب تشکیل شده است . همچنین اتاق ها و تالار های کوچک و بزرگ در اطراف حیاط مرکزی که در بخش فوقانی  قلعه نیز اتاقهایی وجود دارد . در قسمت بیرون قلعه علاوه بر اصطبل سر در ورودی مجموعه تاسیسات ساختمانی منفرد حصار باغ  آب انبار و حیاط دیده می شود .

 بزرگترین و مرتفع ترین ایوان قلعه که در حدود 10 متر ارتفاع دارد در بخش شمالی قلعه می باشد . ایوان جنوبی قلعه کوچکتر بوده که یکی از زیباترین بخش های قلعه محسوب می شود نمای خاجی قلعه دارای تزئیناتی است که در  لع شرقی و غربی آن متمرکز می باشد زیبا ترین نمونه های تزئینات خشت و گل در آسیاهای بادی منطقه می توان مشاهده کرد .

آب انبار قلعه در گوشه های شمالی و غربی با کمی فاصلهاز آن واقع شده که بجز سر در دیگر بخش های آن تخریب شده است . در قسمت های مختلف منطقه آثار دیوار باغهای بزرگی بصورت پراکنده دیده می شود همچنین مجموعه ساختمانهای وسیعی در سطح منطقه که به صورت مستقل عمل می کرده اند ساخته شده است که امروز به باد فراموشی سپرده شده اند .


آسیاهای منطقه حوضدار :

هنگام ورود اعراب به سیستان تنها چیزی که مایه تعجب اعراب شده بود طواحین الریاح یهنی آسیاهای بادی بود که هم اکنون چیزی از آن باقی نمانده است . در  محدوده قلعه مچی و قلعه رستم آسیاهای بادی زیبایی بصورتپراکنده به یادگار مانده که رو به نابودی می باشد .

این بنای حیاط بخش از سه قسمت اصلی که شامل اتاق مرکزی دیوار های جانبی و اتاقی که احتمالا مخصوص آسیابان بوده است تشکیل شده و جهت آسیاها تماما شمالی جنوبی و در مسیر بادهای 120 روزه سیستان ساخته شده است.

بزرگترین و اصلی ترین قسمت ساختمان کهبه شکل مستطیل است در شمال آن واقع شده که باد را به داخل  ساختمان هدایت کرده است . نمای بیرونی آسیاهای بادی منطقه از اشکال با شکوه خشت کاری برخوردار است به طوری که خشت به کار رفته که بافت پر سایه دیوارها و فن لانه زنبور را به خاطر می آورد پرده وار از انعکاس شدید نور خورشید جلوگیری می کند و برای لحظه ای سردی باد را در خود حس می کند . معمار با سلیقه و پرکار دیوار را به شش قسمت تقسیم نموده و تزئین صلیب را از ذهن خویش به دل باد خورده دیوار منتقل نموده است .

  ساختمانهای آرامگاهی محدوده تاریخی حوضدار :

این آرامگاه ها دارای ساختمانهای چلیپایی شکل چهار ایوانه و یک ایوانه می باشند. مصالح اصلی آنها از خشت و کاهگل می باشد.

با بررسیهای به عمل آمده به نظر می رسد مکانهایی از این دسته یک نوع تدفین خانوادگی بوده اند که احتمالا اشخاص مهمی در آنجا دفن شده اند .  با توجه به بررسیهای به کوره های سفالپزی اطراف قلعه مچی و همچنین توپیهایی که جهت پخت سفال استفاده می شده می توان گفت که بسیاری از ظروف سفالی که استفاده روزمره داشته اند در خود محل توسط سفالگران محلی ساخته شده است.

از دیگر آثار منقول قلعه و پس از بررسی سطحی سکه های فلزی هستند که بیشتر آنها از جنس مس می باشد. یک نمونه بدست آمده سکه ایست از زمان صفویه که مربوط به شاه عباس است .

نوشته روی سکه :(بنده شاه ولایت عباس )

پشت سکه :(لا)اله الا الله(محمد)(رسول الله)علی (ولی الله)


به نقل از کتاب : سیستان بهشت باستان شناسان _ افتخارات سیستان 5(از مجموعه کتب افتخارات سیستان چاپ شده به در خواست روابط عمومی دانشگاه زابل در دوره ریاست دکتر دهمرده)


[ دوشنبه ششم تیر 1390 ] [ 13:4 ] [ masood ]
نامه امام نهم شیعیان جهان حضرت امام محمد تقی(امام جواد)(ع )به فرماندار سیستان

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر تو و بر بندگان شایسته خدا

ای فرماندار سیستان

قدرت و حکومت امانتی است در اختیار تو تا خدمتگزاربندگان خدا باشی با این قدرت

و توانایی باید به برادران دینی خود کمک کنی و به یاری آنان بشتابی تنها چیزی که

برای تو باقی می ماندنیکوییها و کمکهایی است که درین مقام به برادران دینی خود

می کنی آگاه باش که خدا در قیامت از تمام کارهایت باز خواست می کند و

کوچکترین عملی از خدا پنهان نخواهد ماند.

محمدبن علی الجواد

[ یکشنبه پنجم تیر 1390 ] [ 21:53 ] [ masood ]
نامهای سیستان و زاول و زرنگ و نیمروز

اما سیستان از بهر آن گویند که ضحاک اینجا مهمان بود به نزدیک گرشاسب.و عادت او آن بود که به ایله

نشستی  و اکنون ایله را بیت المقدس گویند و شراب با زنان خوردی . و به آن روزگار سرای زنان را شبستان

گفتندی . چون ضحاک مست گشت او را یاد آمد عادت خویش . گفت شبستان خواهم تا آنجا خوشتر خورم

گرشاسب عادت او دانسته بود . گفت اینجا سیوستان است نه شبستان . و سیو مرد مرد را گفتندی به ان

روزگار . و سیستان به آن گویند که همیشه انجا مردان مرد باشند و مردی مرد باید تا آنجا بگذرد .

چون این سخن گفته شد ضحاک شرمناک شد. گفت ای پهلوان راست گویی . ما به سیوستانیم نه به شبستان .

از پس از آن اینجا را سیستان گویند به یک حرف کمتر که  واو است.

اما زاول از آن گویندکه همه شهرها که کردند به این عالم یا به لب دریا کردند یا به نزدیک کوه زیرا که جواهر و

چیزهای بزرگ از دریا خیزد و معادن از کوه باشد . اینجا که بنا کردند گفتد همه چیزهای ما از اب و گل باید ساخت .

اینجا یک حرف به گفتار اندر فرو شد که گاف باشد . زاول گفتند.

اما زرنگ به آن گفتند که بیشتر آبادانی و رود ها و کشتزارها زال زر ساخت چنان که زالق العتیق گویند اندر

پیش زره زالق الحدیث -که معرب کرده اند :آن زال کهن است و زال نو . و او را مردمان سیستان زر و رنگ

خواندندی زیرا که موی او راست به زر کشیده مانستی  بسکر را که او ساخته بود زرنگ گفتند - اینجا نیز دو

حرف کم کردند اندر گفتار - و چون مردان مرد و کاری و بزرگان همه از بسکر خواستند همه سیستان را به آن

نام کردند و زرنگ خواندند

اما نیمروز . دو قول گویند : یکی آنکه خسروان را را در سالی یک روز بودی که داوری یک ساله مظالم کردندی

آن همه ی جهان به نیم روز راست گشتی و مظلومان سیستان را جدا گانه نیم روز بایستی. به این سبب

نیمروز نام کردند .

و بوالفرج بغدادی گوید نه چنین است اما حکمای عالم جهان را بخشش کردند بر  بر امدن و فرو شدن خورشید

به نیمروز. و حد آن چنان باشد  که از سوی مشرق از آنجا که خورشید به کوتاهترین روزی برآید و از سوی مغرب

از آنجا که خورشید به دراز ترین روزی فرو شودحو این علم به حساب معلوم گردد و این جمله را به چهار قسمت

کرده اند :خراسان و ایران و نیمروز و باختر .  هر چه حد شمال است باختر گویند . و هر چه حد جنوب است

نیمروز گویندو میانه اندر به دو قسمت  شود :هر چه حد شرق است خراسان گویند و هر چه مغرب است

ایرانشهر .


به نقل از کتاب تاریخ سیستان از نویسنده  نا معلوم

بازخوانی متون و ویرایش متن :جعفر مدرس صادقی

[ یکشنبه پنجم تیر 1390 ] [ 21:52 ] [ masood ]
در این بخش مختصرا به معرفی برخی از بزرگان سیستان عزیز می پردازم:

اول آنان رستم دستان یگانه پهلوان ایران باستان که معرف حضور همه است.


یعقوب لیث صفاری نخستین شهریار ایران پس از اسلام.



فرخی سیستانی شاعر شهیر ایران.


رابعه بنت کعب قزداری نخستین بانوی شاعر پارسی گوی ایران.


ابو سعید سجزی ریاضی دان و منجم مشهور سده چهارم هجری قمری .



ابو سلیمان سجستانی فیلسوف سده چهارم هجری قمری .

محمدبن وصیف سجستانی نخستین شاعر پارسی گوی ایران.


ابو یعقوب سجستانی نویسنده کهن ترین کتاب نثر فارسی دری (کشف المحجوب).

حزیزبن عبدالله سجزی اولین فقیه شیعی.

خلف بن احمد صفاری نخستین کسی که به دستور او در قبال یکصد هزار سکه قرآن خطی نوشته و طراحی شد که در حال حاضر زینت بخش موزه پاریس است.

در زمانی که تمامی ایران به زبان عربی سخن گفته وفرهنگ ایرانی در حال نابودی بود برآمدن خیزش یعقوب لیث صفاری ازسیستان منجر به گسترش زبان فارس و خلق شاهکارهای ادبی حافظ و سعدی و مولوی و فردوسی و . . . گردید .

فردوسی در تنظیم شاهنامه علاوه بر استفاده از روایات بزرگان سیستان و خراسان از منابعی استفاده کرد که پیش از آن توسط یعقوب لیث دستور جمع آوری آن ها داده شده بود.

اختراع نخستین آسیاب بادی از سیستان گزارش شده است در اینجا باید از خودپرسید چرا با وجود بادگیر (کولک)های فراوان در سیستان یزد به عنوان شهر بادگیر ها شناخته می شود و چرا با وجود ساخت اولین آسیاب بادی در سیستان هلند زادگاه آسیاب های بادی شناخته می شود.

[ چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 ] [ 11:31 ] [ masood ]
[تصویر: 1794525-b.jpg.jpg]

[تصویر: 1794538-b.jpg.jpg]

[تصویر: 1794531-b.jpg.jpg]

[تصویر: 1794534-b.jpg.jpg]



[ جمعه سی ام اردیبهشت 1390 ] [ 12:22 ] [ masood ]
آهنگ سیستانی « خواب شیرین » با صدای « محمد رضا هدایتی »

 

محد رضا هدایتی

برای دریافت آهنگ، اینجا را کلیک کنید .

(حجم : ۴۵۷ ک. ب)

 

متن ترانه :

(برگردان : ح. ص)

مه که ار لحظه نو ار دم وه فکر تو استو

تونی غم مه نو مه امیشه خمار تو استو
 

وه غم تو امیشه بئ چاره

مه استو نو ای دل مه بئزاره

تونی که بونه شتئ رو قول خوا

مه نو که دل مه ریشه نو خاره

 

وه خدا که عشق تو امید داده وه قلب مه

مگی تو این خواب شیرینه از چشئ مه

بیا که بئ تو ای دل مه عزاداره ار روز و ار شو 

تونی گل مه تونی بهار مه، مکو قهر خئ مه

 

مگه  که تو خدائ نداری

 که یگ ذره وفائ نداری

[ سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389 ] [ 17:19 ] [ masood ]
درباره وبلاگ

امکانات وب